دلنوشته از روی بغض
کاش این لبخند کمی بیشتر مهمان من بود خیلی رنگ و بوی پیر شدن گرفتهام بسیار خسته از این هوای تکرار .
خسته خسته خسته تر از همیشه هرچه کرد با من عشق بود چه کسی گفت عشق زیباست کجاست بگویید بیاید سوالهای مرا پاسخ بگوید درد دل پیشکش بند بزند سینهام را شاید قرمزی لباسم حفظ کند ریخته جمع نشدنی را.
چقدر آشفته بازار امروز مرا میرنجاند از سکس تا فرا آگاهی یا از خلع تا خلع آشفتهام شاید دست به پایان صادق هدایت ببرم.
سکوت میکنم که سرشار است از سخنان گفته شده ونشنیده گرفته.
خسته خسته خسته تر از همیشه هرچه کرد با من عشق بود چه کسی گفت عشق زیباست کجاست بگویید بیاید سوالهای مرا پاسخ بگوید درد دل پیشکش بند بزند سینهام را شاید قرمزی لباسم حفظ کند ریخته جمع نشدنی را.
چقدر آشفته بازار امروز مرا میرنجاند از سکس تا فرا آگاهی یا از خلع تا خلع آشفتهام شاید دست به پایان صادق هدایت ببرم.
سکوت میکنم که سرشار است از سخنان گفته شده ونشنیده گرفته.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۳:۲۵ ق.ظ توسط عباس
|