فرنازی که با معنی واقعی معنایش کردم
گاهی، دلت بهانههایی میگیرد که خودت انگشت به دهان میمانی. . .
گاهی، دلتنگیهایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت میکنی. . .
گاهی، پشیمانی از کرده و ناکرده ات. . .
گاهی، دلت نمیخواهد دیروز را به یاد بیاوری...
انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که. . .
گاهی، فقط دلت میخواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشهای،
گوشهترین گوشهای که میشناسی، بنشینی و فقط نگاه کنی. . .
گاهی، چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ میشود. . .
گاهی، دلگیری، شاید از خودت، شاید. . .
گاهی، دلتنگیهایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت میکنی. . .
گاهی، پشیمانی از کرده و ناکرده ات. . .
گاهی، دلت نمیخواهد دیروز را به یاد بیاوری...
انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که. . .
گاهی، فقط دلت میخواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشهای،
گوشهترین گوشهای که میشناسی، بنشینی و فقط نگاه کنی. . .
گاهی، چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ میشود. . .
گاهی، دلگیری، شاید از خودت، شاید. . .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۳:۵۶ ب.ظ توسط عباس
|